March 21, 2004

شنبه، اول سنه‌ی ميمون

نوروز 1383 مبارک و ميمون!

قبله‌ی عالما!
به رسم سنواتی برای عرض تبريک به بارگاه همايونی شرفياب شديم. نه از سنبل و نرگس خبری بود و نه از عيدی و عيد ديدنی و عيدی دادن! يادمان از عهد اجداد شريفه و ملوک ماضيه - غفر الله لنا و لهم- آمد و اشک در چشمان‌مان حلقه زد. راپرت‌چی دولت فخيمه هم خبر داده که امسال سنه‌ی ميمون است، ان شاء الله الرحمان سال يمن و برکت دستگاه همايونی باشد و عمله‌ی ملکوت در جست و خيز و شور نشاط.
نمی‌دانيم چه حکمتی ست که دفتر ديوان مهجور مانده. ولی‌عهد از وقتی خبر نزول اجلال موکب سلطان بانو در بلاد انگريز را شنيده، زبانم لال دچار رعشه شده و می‌ترسد منصب ولايت‌عهدی را از کف بدهد؛ يحتمل آبستراکسيونی، سيت اينی کرده و نمی‌نويسد تا قبله‌ی ملکوت اسباب جمعيت خاطر ايشان را فراهم کنند. ظهير الملکوت کاتب هم انشاء کتابچه و طرح مسائل عظيمه و حل عويسه و رفع نقيصه را بر کتابت بی‌مواجب ديوان ترجيح داده . جزاه الله عن هذه (أو هذا) خير الجزاء!
الغرض، در کتب فقهيه آمده که:« و من أحيی أرضاً ميتة ً فهی له» قبله‌ی عالم مترصد باشند که ديگران از باب ولايت يا هر چه، اين‌جا ر ااز اراضی موات محسوب نکنند. امسال هم که اول بهار شنبه بوده و قول مشهور صعوبت سنه و تحول در احوال ملک و ملکوت است. شکر خدا که ملکوت نه در طبرستان است ، نه در عراق عرب، نه در هندوستان؛ اما از باب غايت احتياط امر فرمائيد تا نازک الملکوت، ريسرچی در باب اسباب انتقال تختگاه به ماوراءالنهر بکند تا پايه‌های ارض و عرش ملکوت ايمن بماند. در باب قند وشکر و نی‌شکر هم امر فرمائيد پيش از فرا رسيدن آفت، تمهيدی بيانديشند که تجار عاصمه به ياد عهد شاه مظفر نيافتند و با گرانی قند ، زحمت چوب و فلک به حاکم طهران و بهانه‌ به دست بدخواهان و مشروطه‌طلبان ندهند.
قرائت اين روايت و عمل به مرقومه‌ی جوف ايضاً سبب ايمنی جميع بلاد و بلاگ ملکوت از تمام آفات و بلايا خواهد بود؛ ان شاء الله.
؛ مجرب است دستور فرمائيد پروغرام سوانح و پوليتيک ماليه را با آن تنظيم کنند.

«اگر روز اول بهار شنبه باشد، خداوند آن سال ستاره (زحل)؛ و در آن سال حال مردم سخت باشد و رنج و غم و مشقت و دشواري بسيار باشد و گفت و گوي و زد و خورد و خصومت زياد باشد و ميان سلاطين و رعايا اختلاف و منازعه بسيار باشد. اما غله نيكو باشد و انگور نيكو بود و انجير را آفت رسد و سيل و طغيان بسيار باشد. سلطان بزرگي ياغي شود و پادشاهان و اميران و بزرگان زياد تلف شوند و از جمله چهارپايان و دواب را سيل و طوفان از ميان بردارد و فتنه و آشوب و ناامني در عراق باشد. اما ديار ماورا النهر ايمن باشد و در هندوستان بلاي آسماني رسد و در حدود عراق پارسايي به حكومت نشيند و مار و ملخ و زنبور و كك و مگس بسيار شود و در بلاد طبرستان آشوب شود و از بهار تا فصل خزان هوا بي اعتبار باشد و در تابستان بارانهاي بي هنگام ببارد و حال اهل صلاح ميانه بود و سحر و جادو در ميان مردم رايج شود و نيشكر را آفت رسد و در فارس مرگ و آبله بسيار باشد و در روم گوسفندان را آفت رسد و آخر سال نرخها گران گردد و ميان مردان و زنان ناسازگاري افتد و عشق بازي و مهر و مودت اندك گردد و حال كوه نشينان و محصول پنبه نيكو بود .»*

پ.س.: سلطان بانوی مکرمه را از قرائت مرقومه‌ی فوق آشوبی بل انقلابی حاصل شده و بر جان قبله‌ی عالم بيمناک گشته‌اند. محض رفع تشويش خاطر اهل حرم قلمی می‌شود که حال نکو از قفای فال نکوست. ما هم چون اندکی هرمنوتيقا ياد داشتيم ديديم به قرينه‌ی «و حال اهل صلاح ميانه بود» دانستيم حال قبله‌ی ملکوت نيکوست. در ثانی از دقيقه‌ی « انگور نيكو بود» غافل نبايد بود؛ والله العالم بخفيات الامور. رعايا و يک ‌لاقبايان بايد بيانديشند که خاطر همايونی را نيازارند و وسوسه‌ی منازعه با سلطان و رفورم و رولوسيون در سر نپرورند . خدا آن روز را نياورد.


------------------------------------------------------------------
(طهـــــران قديــــم از جعفر شهری) *
به نقل از: سايت خبرگزاری ميراث فرهنگی