March 20, 2005

در باب بازگشت از سفر اتريش، و آشنايی با چند سبک مهم ادبی و معماری و مينی‌ماليسم

قبله‌ی عالم به سلامت،
از سفر اتريشيه برگشته‌ايم، سردماغ و چاق و چله. ملک‌الشعرا سنگ تمام گذاشته بود. روز اول دستور داده بود که ما را در شهر بگردانند، همه جا را سياحت کرديم، و محظوظ شديم. شهر از تميزی برق می‌زد، و ما چشمان‌مان از شادی. ملک‌الشعرا در برابر کليسای گوتيک ايستاد و از سبک گوتيک سخن گفت که معماری گوتيک را از «ديوان نه شرقی نه غربی گوته، شاعر آلمانی» اقتباس کرده‌اند، کوبيسم هم از کوبيدن می‌آيد و چه و چه که ما حيرت کرديم از اينهمه معلومات.  و حيرت کرديم از صاحب منصبی او، قبله‌ی عالم! فرد لايقی است اين ملک‌الشعرا. هم در سياست، هم در کتابت، هم در شعر، هم در چيزهای ديگر، و هم در  همه جا آدم دارد که شهر را برق می‌اندازند، فقط در يکی از خيابان‌ها مشاهده کرديم که لامپ يک تير چراغ برق سوخته بود، جايی هم کاغذ پاره و پيت حلبی ريخته بود، گوشزد کرديم، ملک‌الشعرا گفت: مکتوب گزارش کنيد. کرديم. درست شد به ياری حق.
خانه و زندگی و باغات را فروخته است، عمارت اعيانی را که ما خاطرات داشتيم فروخته است، مجسمه های شهر را فروخته است، حتا آن کليسای دلچسب تابستانی و گوتيک را فروخته است، و دارد می‌رود لندن در بارگاه ملکوت، عرش‌نشينی. بد نيست که خوب هم هست، با خبريم که لندن بی در و پيکر شده، برود کمی هم به لندن برسد، شهر را منور کند. نمی‌دانم از کی شنيده‌ بوديم لاله مردنگی سر در عمارت نازک‌الملکوت پت پت می‌کند، گزارش مکتوب نوشتيم، ملک‌الشعرا گفت: به محض حضور در لندن رفع فتنه می‌کند.
شب‌ها ضيافت بود و ذکر خير ظهيرالملکوت که سفيرالملکوت شده. ما گفتيم که در پوشش سفارت عظما در جناگل واشينگتن شکارها که نمی‌زند! مفت شستش! بزند، بخيل که نيستيم، گوشت نديده هم نيستيم، ولی قبله‌ی عالم، از دوران طفوليت از تک‌خوری خوش‌مان نمی‌آمد، خاطر مبارک هست؟
باری، ملک‌الشعرا از شعر و شاعری سخن‌های مبسوط گفت، از سبک هندی که فرق چندانی با سبک‌های ديگر ندارد، فقط فلفلش زيادتر است. چند قصيده ی تند هم نمونه وار خواند که در غبار سفر از خاطرمان رفت. شب آخر هم ضيافت بود و باز هم فرصت به ما نرسيد چيزی بگوييم، ملک‌الشعرا گفت: هرچه می‌خواهيد بگوييد مکتوب بفرستيد، و خودش سخنان نغز گفت از شعر مينی‌مال و سبک مينی ماليسم که با اين بيت شروع می‌شود از ديوان بزرگ خودش. بيت:
«سلام عزيزم، عزيزم سلام
دوستت دارم، عاشقتم، والسلام.»
وليعهد دوستدار سبک هندی و مينی مال و معماری گوتيک

Comments

چشم و دل ما منور از اين اخبار و احاديث كه رايحه ي دل انگيز اش تا بلاد واشينغطن هم رسيده...جناب عباس ميرزا و قارت ولنطاين؟ آن هم براي مخدرات اطريشي؟؟؟؟؟؟ العياذ بالله...استغفرلله....باور بفرماييد تصدق تان گردم اين هم يكي ديگر از فتن اين استكبار جهاني است كه از جانب يو اس بر خيزيده!

Posted by: همو که همیشه at March 25, 2005 9:27 PM, IP: 213.217.44.126