March 11, 2005

در اوصافِ پرهيزکاران و پروامداران و پرندگانِ هوا

قبله‌ی عالم می‌دانند که ما چقدر خاطر عزيزشان را می‌خواهيم. فی الواقع، در اين بلاد غريبه فقط دل‌مان تنگ قبله‌ی عالم می‌شود و البته صدر اعظم؛ که مقام منيع و مرتبتِ رفيعِ خود را دارند.
ما در اين‌جا، در همين استريت‌ها و اونيوها برای خودمان می‌چرخيم قبله‌جان. گاهی که سوار قطار طويلِ المقدار (اعنی مترو) می‌شويم يادِ ملک الشعرای خودمان می‌کنيم که الحق و الانصاف شعرهای نغزی می‌گفت: بيت:
شاعر اگر سعدی شيرازی است
بافته‌های من و تو بازی است
حالا همين که می‌آيد بريطانی و به قبله‌ی عالم تقربی مکانی و ايضاً زمانی می‌جويد خيال‌مان قرص‌تر می‌شود؛ گو اين‌که مصور الملکوت، سلام الله عليها، هم واسه‌ی خود خدايی دارد.
اما ما يک مقدار معتنابهی از سفر عباس ميرزای ولی‌عهد به ديار اطريش دل‌مشغوليم. راويانِ اخبار و کلاغ‌ها خبر داده‌اند که رانده‌ووهای مشکوکی با بعضی مخدرات در آن جا گذاشته و به آن‌ها گفته برايتان قارتِ ولنطاين آورده‌ام. به خدا خوب نيست اين بی‌پروايی‌ها! ما عرق شرم بر جبين‌مان نشست  يا ننشست (مهم نيست کدامش. مهم اين است که آن طاغیِ ياغی خودش متوجه بی‌پروايی‌هايش بشود. ما اين قدر نگرانِ شتاب‌های آن نسناس نيستيم که دل‌پريشانِ بی‌پروايی‌هايش. اساساً اين بی‌پروايی چيز بدی است، قربانت گردم). حاليه مشغول تحرير وجيزه‌ای درباب «بی‌پروايی و مضرات آن برای حفظ الصحه» هستيم که عن‌قريب برای تنوير افکارِ عوام و خواص، تقديم مقامِ معظم قبله‌ی عالم خواهيم کرد.  


ما در مقام سفارتِ عليّه‌ی ملکوت در واشينغطن، راپورت خودمان را نوشتيم؛ حالا خسروان و ملک خود.


سفيرالملکوت (ظهير الملکوتِ سابق)

Comments