March 1, 2005

مملکت امن و امان است

من نمی‌فهمم اين ظهير دارد با آن شيطان بزرگ چه می‌کند. ما گفتيم مدتی برود در آن ديار سر و گوشی آب بدهد بفهميم آن ديوانه‌ای که مدتی است بوش عالم را برداشته است، چه نقشه‌ای کشيده است برای ممالک محروسه‌ی عالم. حالا می‌بينيم که ظهير نه تنها اندرز ما را به گوش نگرفته است و باز بيت و مصرع به هم دوخته، ارکان درگاه را هم در مظان تهمت نهاده است. اعلام خطر يعنی چه؟ آن‌که بايد اعلام خطر کند ذات همايونی قبله‌ی عالم است. همين ديروز بود که تيليفونی با وليعهد بارگاه صحبت می‌کرديم. ايشان نگران بودند که حالاست که ظهير ادعا کند در ولايت شيطان مقام سفارت ملکوت گرفته است!

الله الله از اين سخنان کذب! ما که روح‌مان خبر دار نيست. ظهير هم که سفير نوشته است، حکماً مرادش صفير بوده. می‌دانيم که این روزها در آن ديار برف و باران می‌بارد و قطعاً سواد لايزالی‌شان قدری نم کشيده است. ديشب دير وقت بود که ظهير از آن ديار تيليفون زد که ما اين‌جا هيچ چيز نداريم. آن خدانشناس‌ها فقط يک سر پناهی داده بودند به ظهير که اسباب و اثاثيه هم ندارد. فکرش را بکنيد چه حادثه‌ی تألم‌باری است که ظهير بارگاه مجبور باشد، شب‌ها در کلبه‌ای بيتوته کند که ظرف برای غذا پختن و غذا خوردن هم در آن نباشد! بالين ظهير هم شده است همان پارکت‌های سرد و يخ‌کرده! زياد نمی‌نويسيم که صدر اعظم نگران نشود. ما می‌دانيم که اگر ظهير نوشته است کنگره، مقصودش حتماً همین کنگره‌ی درگاه همايونی ما بوده است و ربطی به دستگاه سياست‌بازی آن شياطين ندارد. ما دستور استفسار صادر کرده بوديم اما گويا وليعهد دارد تعلل می‌کند. ملک‌الشعرا هم که مدتی است ناپدید است. هيچ التفاتی به توشيح شهرياری ندارد. قبله‌ی عالم همين‌جا هشدار می‌دهند که اگر وليعهد تعلل کند و ملک‌الشعرا برای آستان‌بوسی در بارگاه مقدسه حاضر نشود، همين الساعه رقم سفارت ظهير را صادر می‌کنيم و با چاپار ويژه می‌فرستيم واشينغتن تا چشم همه‌ی شما بدخواهان در بيايد، هر چند خودمان اصلاً نيت نکرده بوديم در آن ديار سفير داشته باشيم. از قبله‌ی عالم گفتن بود! نمی‌گذاريم ظهير درگاه را بيخودی سکه‌ی روی يخ بکنيد. نوشته است سفير، عيبی ندارد. سفيرش می‌کنيم تا خاطر خودمان هم جمع باشد که يکی در ممالک غريب در حفظ آبرو و عزت ارکان آسمان‌‌جاه ممالک معظمه جهد خاص بورزد. به وليعهد مخصوصاً تکليف می‌کنيم در اسرع وقت در ديوان‌خانه حاضر شود و توضيحات لازم را بدهد. خوب است اين‌جا مجلس و شورا نداريم و گر نه وليعهد خوب می‌داند که با اين همه بدخواه که در کمين نشسته‌اند حکماً تقاضای استيضاح می‌کردند و دل دشمنان شاد می‌شد. بجنبيد که کار از کار نگذرد.

به ظهير هم امر می‌کنيم ماجراهای اتفاقيه‌ای را به تفصيل مرقوم کند تا خبردار باشيم چه می‌کند.

قبله‌ی گوش به زنگ

Comments